گل نسترن

خدا مشکلو حل نکنه ،بندش حل میکنه

ببینید:

فتوای جدید یک ... اسلامی به نام "جمال البنا” از کشور مصر در خصوص حلال بودن بوسه بین دختران و پسران جوان” در اماکن عمومی بحث و جدال گسترده‌ای را در بین مجامع علمی ودینی مصرایجادکردهاست.
به گزارش پارسینه به نقل از العربیه؛ "البنا” درباره جواز حلیت بوسه بین دختران و پسران جوان در شبکه ماهواره ای الساعه با بیان این دلیل فتوا داد که، (بوسه بین دختران و پسرانی که با یکدیگر ازدواج نکرده اند) از سستی بشر است. در اسلام این مسئله ضمن "اشتباهات” وارد شده است. این اشتباهات، گناهان کوچکی هستند که با کارهای نیک از بین می روند.
وی همچنین به با اشاره به فتوای خود به العربیه گفت: به ما واجب است که نسبت به واقعیتی امکان تجاهل به ان در این عصر فعلی نیست شناخت پیدا کنیم. در واقعیت این عصر کنونی، بسیاری از دختران پسران جوان توانایی ازدواج را ندارند. این درحالی است که آنان در شرایطی هستند که بسیاری از عوامل خارجی که باعث تحریک غریزه جنسی می شود بر ایشان سایه گسترانده است. غریزه جنسی ای که خداوند در انسان بنا نهاده است.

وی مدعی شد: ما نباید این مشکل را دست کم بگیریم و کوچک بدانیم. فلا یکلف الله نفسا إلا وسعها، و این فتوا به معنای دعوت به فساد نیست. البنا همچنین بالا رفتن سن ازدواج، زیاد شدن مشکلات آن و بیکاری را از مسائلی عنوان کرد که باعث این گناهان کوچک مثل بوسه زدن است،میشود.
گفتنی است صدور فتاوی جنجال برانگیز از سوی مرکز الازهر که عمدتا با قصد سازگاری بین دین و دنیای جدید صورت می گیرد، اخیرا افزایش خاصی پیدا کرده است، بطور مثال اخیرا دکتر عزت عطیه استاد و رئیس بخش حدیث در دانشگاه الازهر گفته بود که برای جلوگیری از خلوت یک زن و یک مرد نامحرم در محل کار، "زن می تواند به همکار مرد خود شیر بدهد تا آنها باهم محرم شوند.

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ توسط نسترن نظرات () |

 

                    چرادیه زن نصف دیه مرد است؟                 
برای روشن شدن برخی از ابعاد مساله توجه به نکات زیر سودمند می نماید:

1- اسلام نظامى جامع و به هم پیوسته دارد که نظام حقوقى بخشى از آن است. فقه اسلامى زوایاى گوناگون زندگى انسان را از پیش از ولادت تا پس از مرگ مورد توجّه قرار داده است. بنابراین، باید تمام زوایا و مسائل ریز را در نگاه کلان و در راستاى آن برنامه کلى لحاظ کرد. پس تکیه به برخى نکات ریز و نگاه استقلالى به آن، بدون توجّه به پیکره کلى و برنامه کلان، نتیجه مطلوب نمى‏دهد؛ براى مثال، امروزه کشورهاى پیشرفته بر اساس نظام مالیاتى خاص اداره مى‏شوند. کشور آلمان نظام اقتصادى خود را بر 16درصد مالیات در تمام معاملات استوار ساخته است. اگر کسى به پرداخت مالیات 16درصدى در مقابل خرید یک کبریت اعتراض داشته باشد، این اعتراض بدون در نظر گرفتن برنامه کلان آن کشور که نظام اقتصادى خود را بر اساس آن استوار داشته، صورت گرفته است.

پس از آن‏ جا که قانون به طور کلى وضع مى‏شود ، قانون گذار مصلحت عمومى را رعایت مى‏کند و موارد استثنایى و تبصره‏اى سبب نقض حکم کلى نمى‏شود .

2- در حقوق اسلامى وظایفى خاص به عهده زن و مرد نهاده شده است که تخلف‏ناپذیر است؛ براى مثال نفقه و خرجى همسر، تهیه مسکن، خوراک، لباس، پرداخت مهریه به عهده مرد گذاشته شده است. اگر زنى خود از منبع اقتصادى مستقل و موقعیت شغلى عالى برخوردار باشد، اشکال ندارد؛ ولى از نظر شرع، وظیفه پرداخت مخارج خانه و هزینه مسکن به عهده او نیست و شوهر نمى‏تواند وى را به پرداخت کمک هزینه خانه و زندگى مجبور سازد. البتّه اگر زن با رضایت خاطر و تمایل درونى شوهر را در اداره بهتر خانه یارى دهد، مسأله‏اى دیگر است؛ ولى این وظیفه شرعاً به عهده مرد نهاده شده است.

3- دیه مالى است که در برابر آسیبى که به انسان وارد شده است، گرفته مى‏شود. مقدار آن به ارزش‏ . شخص آسیب دیده ارتباط ندارد. بنابراین، کسى نمى‏تواند بگوید چون دیه زن نصف دیه مرد است، زن نصف مرد ارزش دارد. عظمت و ارزش انسان به صفات و کسب مراتب علمى و عملى وابسته است و در این جهت مرد و زن یکسانند. قرآن مجید مى‏فرماید:

فَاستَجابَ لَهُم رَبُّهُم أَنِّی لا أُضِیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنکُم مِن ذَکَرٍ أَو أُنثى بَعضُکُم مِن بَعضٍ».

پس پروردگارشان دعاى آنان را اجابت کرد [و فرمود] من عمل هیچ صاحب عملى از شما را، از مرد یا زن که همه از یکدیگرند، تباه نمى‏کنم. آل عمران آیه 195.

بنابراین، ارزش انسان به انسانیت او و نائل شدن وى به مراتب والاى قرب الاهى است. در این جهت جنسیت نقشى ندارد؛ زن و مرد یکسانند و چه بسا زنان از استعداد بهترى برخوردار باشند.

دیه به معناى قیمت نهادن شخص و شخصیت نیست. بدین سبب، اگر یکى از شخصیت‏هاى بزرگ علمى یا سیاسى کشور در جریان یک قتل غیر عمد کشته شود، دیه‏اش با دیه کارگر ساده‏اى که این گونه جان باخته، برابر است. کسى نمى‏تواند بگوید چون فقدان آن شخصیت خلأ بزرگى در جامعه ایجاد مى‏کند، دیه‏اش بیش‏تراست! چنان که قتل عمد گناهى بسیار بزرگ است و در این زمینه زن و مرد تفاوت ندارند. قرآن کریم مى‏فرماید:

مَن قَتَلَ نَفساً بِغَیرِ نَفسٍ أَو فَسادٍ فِی الأَرضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النّاسَ جَمِیعاً وَ مَن أَحیاها فَکَأَنَّما أَحیَا النّاسَ جَمِیعاً»..

.هر کس کسى را -جز به قصاص قتل یا [به کیفر] فسادى در زمین- بکشد، چنان است که گویا همه مردم را کشته باشد. مائده (5): 32

این‏که گفته مى‏شود سهم زن در دیه نصف سهم مرد است، در همه جا نیست. دیه زن در کم‏تر از ثلث با مرد یکسان است؛ یعنى دیه زن تا به ثلث دیه کامل نرسیده باشد، با دیه مرد برابر است.یعنی مثلا اگر یک انگشت زن قطع شود یا یک انگشت مرد دیه آن یکی است اگر دو انگشت یا سه انگشت زن قطع شود دیه آن با سه انگشت مرد یکسان است ولی اگر از یک سوم دیه یک کامل یک مرد بیشتر شود تبدیل به نصف میشود.

النهایة، شیخ طوسى؛ قواعد الاحکام، علامه حلى، ج 3، ص 594؛ ایضاح الفوائد، فخرالحققین، ج 4، ص 571؛ مجمع الفائدة و البرهان، محقق اردبیلى، ج‏13، ص 452؛ موطأ مالک، ج 2، ص 854.

این مسأله در ارث نیز مطرح است. در آن ‏جا هم در مواردى سهم زن با مرد تفاوت ندارد .مثلا پدر و مادر میت به یک اندازه یعنی یک ششم ارث میبرند .

و در مواردی هم زن بیشتر از مرد ارثت میبرد مثل جایی که ورثه یک پدر از میت و یک دختر از میت باشند آنگاه پدر یک ششم و بقیه اموال یعنی پنج ششم را دختر ارث میبرد.

-4 اسلام مسؤولیت اداره اقتصادى خانواده را به عهده مرد قرار داده است و زن از این مسؤولیت معاف است. با توجّه به این‏که دیه براى غرامت و جبران بخشى از خلأ ایجاد شده در خانواده آسیب دیده است، و از نظر اقتصادى نقش اصلى و کلیدى به عهده مرد نهاده شده، این دیه در مرد به طور کامل گرفته مى‏شود.

ممکن است گفته شود، در مواردى که زن نقش اول اقتصادى را ایفا مى‏کند، حکم مسأله چه خواهد بود؟ پاسخ آن است که قانون به نحو عام وضع و اجرا مى‏شود، و موارد استثنایى که زن نقش عمده اقتصادى را به عهده گرفته است، سبب نمى‏شود اصل قانون ملغا گردد یا استثنا پذیرد. البتّه حتّى در این فرض نیز مسؤولیت اقتصادى خانواده به عهده مرد است و مرد نمى‏تواند از این مسؤولیت شانه خالى کند.

5- حکم به نقص دیه زن به معناى کم‏تر بودن حق زندگى و سلامتى زن نیست. این قانون با توجّه به دیدگاه اقتصادى اسلام و مسؤولیت‏هاى مرد و زن که مرد را عامل اول اقتصادى مى‏داند، وضع شده است. حق زندگى در زن و مرد یکسان است. بدین سبب، اگر مردى زنى را بکشد، مى‏توان قاتل را با پرداخت نیم دیه آن قصاص کرد و شارع ولىّ دم را به پذیرش نصف دیه و صرف نظر از قصاص نفس مجبور نمى‏سازد. این بدان معنا است که در دیه مسأله به حق زندگى و سلامت باز نمى‏گردد و پیامدهاى اقتصادى لحاظ شده است. مرد، با توجّه به خصوصیات طبیعى‏اش قوى‏تر و در بُعد اقتصادى ظاهرتر است؛ و در صورت عدم، خلأ وجودش بیش‏تر احساس مى‏شود؛ وگرنه زن و مرد هر دو انسانند و از حق زندگى و سلامتى یکسان برخوردارند.

القضاء فى الفقه الاسلامى، ص 73.

6- با اجراى قوانین اسلام در همه ابعاد، تعادلى کامل میان زن و مرد ایجاد مى‏شود؛ زیرا از یک طرف مرد دو برابر سهم زن ارث مى‏برد؛ ولى وظیفه اداره اقتصادى و پرداخت هزینه‏هاى جارى خانه (خوراک، پوشاک و مسکن) بر دوش او است؛ زن سهم خویش را براى خود نگاه مى‏دارد و در موارد دلخواهش مصرف مى‏کند، بى‏آن که مسؤولیتى خاص بر دوش داشته باشد. در نتیجه‏گاه سهم مصرف اختصاصى زن از سهم مصرف اختصاصى مرد بیش‏تر مى‏گردد.

با توجّه به این دید جامع، تعادلى کامل در نظام خانواده ایجاد مى‏شود. زن با دید عاطفى خود، بر اساس ملاحظه مسائل اخلاقى، گاه در جهت حلّ مشکلات اقتصادى خانواده گام بر مى‏دارد؛ ولى شرعاً در این مورد وظیفه‏اى ندارد.

 
 
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٧ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ توسط نسترن نظرات () |

پیش از فتح مکه، ابوسفیان که پیمان نامه حدیبیه را نقض کرده بود به مدینه آمد تا مساله را به نفع خود حل وفصل کند. از این رو به دیدار بزرگان مدینه رفت تا امان‏نامه دریافت کند و از رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم وعده دیدار گیرد،این کار عملى نشد. راوى مى‏گوید:
«فالتجا الى فاطمه‏علیها السلام فلم ینفعه‏»
به دیدار فاطمه‏علیها السلام شتافت ولى مقصود وى حاصل نگشت. (1)
از این فراز از تاریخ به دست مى‏آید که فاطمه‏علیها السلام در امور اجتماعى و سیاسى، دخالت داشت، از این روابوسفیان به او مراجعه کرد ولى آن حضرت وساطت او را قبول نکرد.
در سال فتح مکه، حارث بن هشام به ام هانى دختر ابوطالب پناهنده شد و او، وى را امان داد. امیرالمؤمنین‏علیه السلام‏به خانه وى داخل شده خواست او را مجازات کند. ام هانى شمشیر او را گرفت و رها نمى‏کرد پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم واردشد و چون ام هانى را غضبناک دید فرمود:
لا تغضبى علیا فان الله یغضب لغضبه
و سپس فرمود:به هر کس که تو امان بدهى ما را قبول است و سپس تبسم کرده و فرمود: اگر ابوطالب یک جهان فرزند داشت‏همه، در شجاعت، بى‏نظیر بودند. (2)
ابن اثیر در النهایة در بحث «لمم‏» درباره استیضاح ابوبکر توسط فاطمه زهراعلیها السلام مى‏نویسد:
و خرجت فى لمة من نسائها یتوطئى زیلها على ابى بکر فعاتبته;
با هیئتى از زنان بنى هاشم در حجاب اکمل به مجلس ابوبکر وارد شد و او را استیضاح کرد.
از این چند گزارش که در منابع معتبر اهل سنت آمده و ما نیز آن را قبول داریم به دست مى‏آید:
الف: زنان شایسته در مهمترین کارهاى سیاسى- اجتماعى کشور حق راى دارند.
ب: پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم به دیدگاه زنان توجه داشت و اگر آنان به کسى امان مى‏دادند قبول مى‏فرمود.
ج: به رغم آن که در جهان دمکراسى، توجه به حق نظر و راى زن سابقه چندانى ندارد، اسلام راى زن را از آغازپیدایش این دین، محترم شمرده است.

جواز حضور زن در جامعه و حرمت فسادانگیزى
در منطقه سبع مساجد، در مدینه، منطقه‏اى که جنگ احزاب در آن واقع شده است. پایین‏تر ازمسجد على‏علیه السلام، مسجد فاطمه‏علیها السلام است. این مساجد جایگاه عبادت حاضران در آن میدان وسنگرداران جنگ خندق بود. و گواهى تاریخى براى حضور زن در اجتماع از دیدگاه اسلام است.
بنابراین، رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم حضور زن در صحنه اجتماعى، سیاسى را تایید کرده است و فقط ازحضورى که تحریکات و تمایلات نفسانى دیگران را در پى دارد، نهى فرموده است.
پس از احداث مسجدالنبى، مردان در داخل به امامت پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم و زنان در خارج آن به امامت‏یکى از صحابه، نماز جماعت را برپا مى‏کردند.
عبدالله بن عمر نقل مى‏کند که رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم فرمود:
لا تمنعوا نسائکم المساجد و بیوتهن خیرلهن. (3) و نیز مى‏گوید: رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم در باب‏ولا یبدین زینتهن الا لبعولتهن.
فرمود: لا خلخال ولا شنف ولا قرط ولا قلادة.
و در باره:
الا ما ظهر منها.
قال: الثیاب (4)
حضرت درباره آیه فرمود:مراد از زینت عبارت است از: خلخال، دستبند، گوشواره، گردن‏بند و... آشکار نسازند مگر آنچه‏که در عرف زندگى مؤمنات، به‏طور معمولى آشکار مى‏باشد. که از آن جمله است لباس روئین.
ابوموسى اشعرى مى‏گوید: رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم مى‏فرمود:
ایما امرئة استعطرت فمرت على قوم لیجدوا ریحها فهى زانیة. (5)
هر زنى، به منظور جلب نظر نامحرمان، خود را معطر سازد و قدم از خانه بیرون نهد تا دیگران را جلب‏کند او اهل فحشا است.
دقت در احادیث فوق، بیانگر این حقیقت است که حضور مخرب، ممنوع است نه حضورسازنده و هدفمند.
در روزگارى که پدر، از داشتن دختر ناخشنود بود رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم مى‏فرمود:
البنات حسنات (6)
دختران در خانه پدران، حسنه الهى‏اند.
در جامعه‏اى که براى زنان چندان ارج و بهایى قایل نبودند پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله وسلم مى‏فرمود:
زن، بوى خوش و نماز، در مکتب من محبوب‏اند. (7)
پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله وسلم در سفرها حتى برخى از جنگ‏ها بعضى از زنان را که توانایى کارى در استاى‏خدمت‏به پیشرفت عملیات جهاد را داشتند، همراه خویش مى‏برده است. در جنگ احد، نسیبه‏در برابر دیدگان پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم شمشیر به دست گرفت و مقاتله کرد و آن حضرت در حق او فرمود:
لمقام نسیبه بنت کعب افضل من مقام فلان و فلان. (8)

فمینیسم (زن گرایى)
یکى از شعارهاى فریبنده، که در افق فکرى اومانیسم خودنمایى بیشترى دارد «حقوق زن‏» وحمایت از آن است. حمایت از زن اگر جدى و به دور از فریب کارى باشد، ارجمند است. زیرا درمکتب دین به ویژه اسلام زن جایگاه ویژه‏اى دارد ولى متاسفانه آنچه در مجامع غیر دینى است‏چیزى دیگر است.
زن گرایى افراطى، باعث تضییع حقوق اساسى زن است. زن گرایان به بهانه احیاى حقوق زن ازهویت و ارزش زن کاستند. بدیهى است که زن گرایى هدایت نشده جز این، نتیجه‏اى ندارد. گرچه‏این تفکر (زن گرایى) عکس‏العمل طبیعى نادیده گرفته شدن زن و حقوق او، در تاریخ است ولى،چاره درد، را نباید در فمینیسم جویا شد. آرى: در ادوار مختلف (جز در میان پیروان راستین‏انبیا) به زن، ستم رفته است. البته تفکر زن گرایى ریشه در اومانیسم دارد و داراى سابقه تاریخى‏نیست.

خاستگاه فمینیسم
اندیشه برابرى زن و مرد به قرن هفدم باز مى‏گردد. حرکتى که از قرن هفدهم میلادى به نام‏حقوق فطرى و طبیعى بشر آغاز شد و در قرن هجدهم، در فرانسه به ثمر نشست.
بنیان‏گذاران حقوق بشر، زنان را به دیده تحقیر مى‏نگریستند. چنانکه «مونتسکیو» نویسنده‏شهیر فرانسوى و از بنیان‏گذاران انقلاب کبیر فرانسه در کتاب روح‏القوانین (1748) زنان را موجوداتى‏با روح‏هاى کوچک و داراى ضعف دماغى، متکبر و خودخواه معرفى مى‏کند. در اعلامیه حقوق‏بشر هم که در سال 1789 در فرانسه به تصویب رسید، از برابرى حقوق زن و مرد سخنى به میان‏نیامده است و در حقیقت‏باید آن را اعلامیه حقوق مردان دانست.
نهضت زنان، در قرن نوزدهم در فرانسه گسترش یافت و نام فرانسوى فمینیسم (ذژخذخذحب)به خود گرفت. جنبش فمینیستى در واقع نوعى اعتراض به مردسالارى آشکار حاکم بر اعلامیه‏حقوق بشر فرانسه بود. (9)
دستیابى به حق راى براى زنان انگلیس در سال 1918 یکى از جلوه‏هاى پیروزى فمینیسم بودو پس از آن فروکش کرد. برخى، دو دهه اول قرن بیستم را سال‏هاى خیزش موج اول فمینیسم‏مى‏نامند.
پس از جنگ جهانى دوم و در سال 1945، نظریه برابرى زن و مرد طرفداران بسیارى یافت وسرانجام براى اولین بار در اعلامیه جهانى حقوق بشر، که از طرف سازمان ملل متحد در سال‏1948 میلادى منتشر شد، تساوى حقوق زن و مرد به روشنى و در سطح جامعه ملل مطرح شد.
با این حال، اعلامیه حقوق بشر که بر حقوق طبیعى و فطرى تاکید مى‏کرد، فاقد اعتبار حقوقى وضمانت اجرایى بود. این امر موجب شد که از آن پس، معاهدات بین‏المللى که از اعتبار حقوقى‏بیشترى برخوردارند و مشخص‏تر به مسایل زنان توجه دارند، در دستور کار سازمان ملل قرارگیرند. از جمله این معاهدات مى‏توان به کنوانسیون «حقوق سیاسى زنان‏» (1952)، کنوانسیون‏«رضایت‏براى ازدواج‏» (1962) و کنوانسیون «محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان‏» (1979) اشاره‏کرد. همچنین سازمان ملل سال‏هاى 1976 تا 1985 را به عنوان دهه زنان نامگذارى کرد.

افول فمینیسم
در دهه هفتاد، یک زن فمینیست از وضع ظاهرش و موهاى کوتاه مردانه و کفش بدون پاشنه وکت و شلوار زمخت و چهره بدون آرایش، به راحتى از دیگران تشخیص داده مى‏شد. در این دهه‏فمینیست‏ها با رد کلیت ازدواج و تاکید بر تجرد و حرفه اقتصادى، آرمان‏هاى خود را مطرح‏مى‏کردند. شعار «زنان بدون مردان و یا رفتارهاى مردانه‏» مربوط به همین دوره است.
پس از آن حرکت‏هاى فمینیستى تند، رو به اعتدال نهاد و آثار سوء زیاده‏روى در حرکت‏هاى زن‏مدارانه، که بیش از همه دامان خود زنان را مى‏گرفت، آشکار شد. خشونت روزافزون در محیطخانواده و در محیط کار و عدم امنیت جنسى از دست آوردهاى این دوره بود.
پس از آن، جهان غرب به نقش‏هاى سنتى و نهاد خانواده رویکردى دوباره داشته است. «دانیل‏لژه‏» و «برنزان هارویو» در بررسى اجتماع چالشى جدید مشاهده کردند; شکل قدیمى‏تر خانواده‏و آرمان‏گرایى مجددا بر صحنه ظاهر شده بود و مردم براى خود پدربزرگ و مادربزرگ ابداع‏مى‏کردند تا خانواده‏ها بتوانند سه نسل را در بر گیرند، وضعیتى که احتمالا هیچ گاه در گذشته‏وجود نداشته است. تقسیم سنتى نقش‏ها به سرعت‏باز گشته و اقتدار پدرسالارانه نیرومندترمى‏شد. (10) سازمان ملل متحد هم سال 1994 را به عنوان سال خانواده اعلام کرد. و از آن پس زنان مدرن‏در دهه‏هاى اخیر سعى مى‏کنند با ظاهرى زنانه و رفتارى ظریف تمایز خود را از مردان به نمایش‏بگذارند.

زن‏گرایى افراطى آزاد
بعضى از فمینیست‏ها، ریشه ستم بر زنان را در فقدان حقوقى مدنى و فرصت‏هاى برابرآموزشى مى‏دانند.
بعضى از افراد، جنسیت فرد را تعیین کننده حقوق او نمى‏دانند و معتقدند که سرشت زنانه ومردانه کاملا یکسان است و تنها «انسان‏» وجود دارد، نه جنسیت. یکى از آرمان‏هاى آنان، تحقق‏جامعه دو جنسى است. اعضاى جامعه دو جنسى، از نظر جنسى مذکر یا مؤنث‏اند، اما ویژگى‏هاى‏مردانه و زنانه را با اختلافات اغراق‏آمیز روان شناختى نشان نمى‏دهند; یعنى در آن‏ها تضاد شدیدمیان ویژگى‏هاى مردانه با ویژگى‏هاى زنانه وجود ندارد. دختران و پسران از امکان آموزشى برابربهره‏مند مى‏شوند و ویژگى‏هاى سنتى مردانه و زنانه به آنان القاء نمى‏شود.
آنان نقش‏هاى جنسیتى را محصول روابط اجتماعى در طول تاریخ مى‏دانند، نه ودیعه‏هاى‏طبیعى و غیرقابل تخلف. آنان نظریه «مورگان‏» را مى‏پذیرند که معتقد است در ابتداى حیات‏بشرى مادرسالارى رایج‏بوده است و پدر سالارى را واقعیتى تلخ مى‏دانند که به تدریج‏بر جوامع‏بشرى تحمیل شده است. (11)
زن گرایى مارکسیستى
مکتب مارکسیستى در قرن نوزدهم و بر مبناى نظریه «مورگان‏» درباره مادرسالار بودن جوامع‏اولیه بشرى، معتقد است که پیدایش مالکیت‏خصوصى در جوامع سبب اسارت زنان شده است وتا زمانى که نظم بورژوازى، مالکیت و خانواده بورژوایى وجود دارد، این اسارت تداوم خواهدداشت.
سرمایه‏دارى در حفظ کار خانگى به شکل امروزى آن مى‏کوشد و با اجتماعى شدن کار خانگى‏مخالفت مى‏ورزد.
«انگلس‏» و «مارکس‏» بر اساس همین تحلیل، دیدگاه حذف خانواده به عنوان کوچک‏ترین‏واحد اقتصادى جامعه را مطرح کردند. انگلس معتقد بود که خانواده بازتابى از روابط استثمارى‏مرد بر زن و فرزندان است. آن‏ها مدعى بودند که زنان پس از بر افتادن نظام بورژوایى به رهایى‏خواهند رسید.
از این رو، مبارزات فمینیستى را تابعى از مبارزه طبقاتى مى‏پنداشتند. با توجه به این‏که نظام‏سرمایه‏دارى، جامعه را به دو عرصه عمومى (بازار) و خصوصى (خانواده) تقسیم کرده است،«انگلس‏» اولین شرط رهایى زن خانه‏دار را در آن مى‏بیند که جنس مؤنث‏به فعالیت عمومى‏بازگردانده شود.
مارکسیست‏ها از این راه ضربه‏اى کارى به ارکان خانواده فرود آوردند که بدین زودى‏ها قابل‏جبران نیست.
زن گرایان افراطى، ازدواج را، از آن جهت که زن را به موجودى «خانه‏دار»، «فرزندزا» و «خوددیگر بین‏» و مرد را به «نان‏آور»، «پدر» و «من اصلى‏» تبدیل مى‏کند، انکار مى‏کنند. همچنین به این‏دلیل که مردان حتى در نزدیک‏ترین روابط خود، زنان را زیر سلطه در مى‏آورند، زنان باید جدا ازمردان زندگى کنند. آنان مردان را دشمن اصلى مى‏دانند. آنان نظریه زوج آزاد را آسان‏ترین راه براى‏رهایى از بردگى ازدواج به شمار مى‏آوردند.
نظریه زوج آزاد نوعى همزیستى مشترک میان زن و مرد است که بر مبناى آن هیچ مسؤولیت‏حقوقى بر عهده طرفین نیست و تنها پاسخى به نیازهاى جنسى، بدون در نظر گرفتن وجوه عاطفى‏آن است. در یک دیدگاه افراطى‏تر، نظریه زوج آزاد تا همجنس گرایى پیش مى‏رود.

زن گرایى امروز
از دهه هفتاد به بعد گروهى به نام فمینیست‏هاى جدید و متاثر از دیدگاه‏هاى پست مدرنیستى‏ظهور کردند که با تکیه بر روان‏شناسى رفتارگرایانه بر حفظ ویژگى‏هاى زنانگى تاکید مى‏ورزیدند.آنان با تاکید بر اصل تفاوت انسان‏ها، معتقدند که باورهاى جهان شمول فمینیست‏هاى رادیکال نه‏تنها غیرقابل دسترسى است، بلکه مى‏تواند اشکال جدیدى از ستم را بیافریند، زیرا در این‏دیدگاه‏ها از تفاوت شرایط جوامع مختلف و اختلاف فرهنگ‏ها غفلت‏شده است. آن‏ها معتقدندکه زن نیازمند خانواده، همسر و فرزند است.
با وجود اختلافات فراوان در دیدگاه‏هاى فمینیستى، مى‏توان به وجه مشترک تمامى آن‏ها اشاره‏کرد. آن‏ها یافته‏هاى بشرى را منبع و معیار تشریع و قانون‏گذارى مى‏دانند و همگى فرزندان شایسته‏نهضت رنسانس و تفکرات اومانیستى‏اند و خانواده، هسته‏اى که بر سرپرستى مرد استوار است راآماج حملات خود قرار مى‏دهند و خواهان رفع تمام تمایزات جنسیتى در قوانین، آموزش وپرورش، فرصت‏ها و امکانات‏اند.

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ توسط نسترن نظرات () |


فمینیسم در ایران
با تهاجم جدید فرهنگ غرب در ایران، در آستانه انقلاب مشروطه، وضعیت زنان نیز همپاى‏سایر اقشار اجتماعى تغییر کرد. از این رو، مشروطیت را باید نقطه عطفى در تاریخ فرهنگى ایران‏دانست; زیرا آثار شگرفى در تغییر نگرش‏ها در میان زنان برجاى گذاشت و جامعه ایرانى رانادانسته و ناخواسته بر مدار فرهنگ غرب کشاند. گروهى از غرب گرایان داخلى که تحولات‏فرهنگى مغرب زمین را با خوش‏بینى تحلیل مى‏کردند، تنها راه سعادت را الگو بردارى از جهان به‏اصطلاح متجدد و رهایى از مظاهر سنتى مى‏دانستند.
از این رو در اواخر سلطنت قاجار، جنبش‏هایى پدید آمد که توسط زنان ایرانى هدایت مى‏شدکه از فرزندان و یا همسران تحصیل کرده‏هاى دنیاى غرب بودند. حتى برخى از زنان روشنفکر درروزنامه‏هاى ایرانى که پیش از مشروطه در خارج از کشور به چاپ مى‏رسید، مقالاتى در ترویج‏دیدگاه‏هاى غرب مى‏نوشتند. (12) نوشته‏هاى این گروه، خود شاهدى بر تاثیرپذیرى آنان از تحولات‏غرب است.
در دوران سلسله پهلوى فصل جدیدى در تاریخ زنان ایران گشوده شد و غرب زدگى و بى‏هویتى نیمه پنهان چهره خود را آشکار ساخت. کشف حجاب در سال 1317 که به بهانه آزاد کردن‏نیمى از نیروهاى انسانى جامعه انجام شد، نقطه عطفى است که تاثیر به سزایى در شکل‏گیرى‏برداشت‏هاى منفى در ذهنیت جامعه مسلمان ایرانى داشت.

مبانى فمینیسم
مبناى اساسى فمینیسم یا زن گرایى غربى عبارت است از:
1 - نفى کلیسا و نفوذ مسیحیت;
2 - مذهب زدایى و دور ساختن دین از خانواده;
3 - نفى اصالت‏هاى اخلاقى دینى در باب زن از جمله: حجاب، عفت، پارسایى، وفادارى،حیا و هر گونه ارزش انسانى از منظر دین;
4 - شکستن حریم خانواده و تعهدات خانوادگى;
5 - مبارزه با هر گونه مظاهر پیوندهاى خانوادگى.
البته مبانى فوق، بر اساس اومانیسم یا انسان‏گرایى افراطى بنیان یافته است که نفى تفکر معنوى‏و مبارزه با دین و گرایش به خدا از اصول آن مى‏باشد.
بنابراین، مسلمان باید توجه کند که فاکتورها و دستورالعمل‏هاى زن گرایان فمینیست، باچارچوب‏ها و معیارهاى اعتقادى الحادى ویژه‏اى شکل گرفته‏اند که هرگز سر سازگارى بامعیارهاى حیات بخش دین به ویژه اسلام در راستاى حمایت از زن و حقوق او ندارند.

جایگاه و حقوق زن از دیدگاه امام‏قدس سره
امام خمینى در مناسبت‏هاى مختلف در بیانات‏شان جایگاه و منزلت‏حقیقى زنان را از دیدگاه‏اسلام بیان داشته‏اند. در دیدگاه امام‏قدس سره زن داراى مرتبه و منزلتى است که هیچ مکتب و مرام‏فمینیستى- که زن را تا سطح یک ملعبه و یا ابزار کار نزول داده است- یاراى دسترسى به آن راندارد. ایشان با اشاره به روز زن با بیان منزلت‏حضرت فاطمه‏علیها السلام در باره جایگاه زن مى‏فرماید:
- فردا روز زن است، روز زنى است که عالم به او افتخار دارد. روز زنى است‏که دخترش در مقابل حکومت‏هاى جبار ایستاد و آن حرف را زد، آن حرف‏هارا زد که همه مى‏دانید. (13)
- روز بزرگى است، یک زن در دنیا آمد که مقابل همه مردان است. یک زن‏به دنیا آمد که نمونه انسان است، یک زن به دنیا آمد که تمام هویت انسانى دراو جلوه‏گر است.
- مبارک باد بر ملت عظیم الشان ایران بویژه زنان بزرگوار روز مبارک زن;روز شرافتمند عنصر تابناکى که زیربناى فضیلت‏هاى انسانى و ارزشهاى والاى‏خلیفة‏الله در جهان است.
و مبارکتر و پربهاتر انتخاب بسیار والاى روز بیستم جمادى الثانى است، روزپرافتخار ولادت زنى که از معجزات تاریخ و افتخارات عالم وجود است. (14)
من عید سعید مولود اعظم حضرت زهراعلیها السلام را به همه شما خانم‏ها و زن‏هاى‏تمام کشورهاى اسلامى تبریک عرض مى‏کنم و از خداوند تعالى مسالت دارم که‏همه زن‏هاى محترمه را در راهى که خداى تبارک و تعالى مقرر فرموده است.همان راه را بروند و به مقاصد عالیه اسلامى برسند. براى زن‏ها کمال افتخاراست که روز تولد حضرت صدیقه را روز زن قرار داده‏اند، افتخار است ومسؤولیت. (15)
کرامت وجودى زن
در مکتب امام خمینى‏قدس سره زن بسیار تکریم شده و در اوج والایى قرار دارد، ایشان در این باره‏مى‏فرمایند:
اسلام مى‏خواهد که زن و مرد رشد داشته باشند. اسلام زن‏ها را نجات داده است از آن‏چیزهایى که در جاهلیت‏بود. آنقدرى که اسلام به زن خدمت کرده است، خدا مى‏داند به مردخدمت نکرده است آنقدر که به زن خدمت کرده. شما مى‏دانید که در جاهلیت زن چه بوده و دراسلام چه شده. در زمانى که پیغمبر اسلام آمد، زن‏ها را هیچ حساب مى‏کردند اسلام زن‏ها راقدرت داده است. (16)
زن مربى سعادت
امام به اغراض سوء دیدگاه‏هاى فمینیستى و انتظارى که از زن دارند، توجه داشته و همواره برجایگاه آنان و تاثیرى که در جوامع دارند تاکید مى‏ورزیدند.
- اگر زنان شجاع و انسان‏ساز از ملتها گرفته شوند، ملت‏ها به شکست انحطاط کشیده‏مى‏شوند. (17) اسلام به شما آنقدر احترام قایل است که براى مردها نیست، اسلام شما را مى‏خواهدنجات بدهد، اسلام شما را مى‏خواهد از این ملعبهاى که اینها مى‏خواهند شما را ملعبه قرار بدهندنجات بدهد، اسلام مى‏خواهد شما را یک انسان کامل تربیت کند.
- زن انسان است. آن هم یک انسان بزرگ. زن مربى جامعه است. از دامن زن انسان‏ها پیدامى‏شوند. مرحله اول مرد و زن صحیح، از دامن زن است. سعادت و شقاوت کشورها بسته به‏وجود زن است. زن با تربیت صحیح خودش انسان درست مى‏کند و با تربیت صحیح خودش‏کشور را آباد مى‏کند. مبدا همه سعادت‏ها از دامن زن بلند مى‏شود. زن مبدا همه سعادتها بایدباشد. (18)
- زن مظهر تحقق آمال بشر است. زن پرورش‏ده زنان و مردان ارجمند است. از دامن زن‏مرد به معراج مى‏رود. دامن زن محل تربیت‏بزرگ زنان و بزرگ مردان است. (19) زن‏ها مردان‏شجاع را در دامن خود بزرگ مى‏کنند. قرآن کریم انسان‏ساز است و زن‏ها نیز انسان‏ساز، اگرزن‏هاى انسان‏ساز از ملت‏ها گرفته بشود، ملت‏ها به شکست و انحطاط مبدل خواهند شد، شکست‏خواهند خورد، منحط خواهند شد (20) .

آزادى و تساوى زن و مرد از دیدگاه امام
در منظر امام‏قدس سره اسلام زنان را سربلند و شایسته مى‏خواهد و آنچه دین گریزان براى زن قایلند،چیزى جز تباهى و ملعبه شدن نیست، ایشان مى‏فرمایند:
مقام زن مقام والاست، عالیرتبه هستند. بانوان در اسلام بلند پایه هستند. (21)
ما مى‏خواهیم زن به مقام والاى انسانیت‏خودش باشد، نه ملعبه باشد، نه ملعبه در دست‏مردها باشد، در دست اراذل باشد. (22)
اسلام زن را مثل مرد در همه شؤون، همان‏طورى که مرد در همه شؤون دخالت دارد، زن هم‏دخالت دارد، همان‏طورى که مرد باید از فساد اجتناب کند، زن هم باید از فساد اجتناب کند.زن‏ها نباید ملعبه دست جوان‏هاى هرزه بشوند، زن‏ها نباید مقام خودشان را منحط کنند و خداى‏ناخواسته بزک کرده بیرون بیایند و در انظار مردم فاسد قرار بگیرند. زن‏ها باید انسان باشند،زن‏ها باید تقوا داشته باشند، زن‏ها مقام کرامت دارند، زن‏ها اختیار دارند، همان‏طورى که مردهااختیار دارند. خداوند شما را با کرامت‏خلق کرده است، آزاد خلق کرده است. (23)
اسلام نظر خاص بر شما بانوان دارد، اسلام در وقتى که ظهور کرد در جزیرة‏العرب، بانوان‏حیثیت‏خودشان را پیش مردان از دست داده بودند، اسلام آن‏ها را سربلند و سرافراز کرد، اسلام‏آن‏ها را با مردان مساوى کرد. عنایتى که اسلام به بانوان دارد بیشتر از عنایتى است که بر مردان‏دارد. (24)

حقوق زن
یکى از مباحثى که بازار آن گرم است و به عنوان حربه‏اى براى تشویش افکار زن‏ها از آن استفاده‏مى‏شود، موضوع ازدواج و طلاق است. خرده‏گیران بدون توجه به اختیارى بودن انتخاب زوج بامتمسک قراردادن نمونه‏هایى، زنان را بنده مرد قلمداد مى‏کنند و معتقدند اختیار طلاق در دست‏مردان، تبعیضى براى زنان است. امام خمینى‏قدس سره با اشاره به این موضوع و اختیارى که اسلام براى‏زنان قرار داده مى‏فرمایند:
- طلاق در صورتى که در ضمن عقد با مرد (وقتى که مى‏خواهند عقد کنند) شرط بکنند و درضمن عقد این شرط بشود که وکیل در طلاق خودش یا مطلق. این زنهایى که حالا تحت زوجیت‏هستند چه؟ این ولایت فقیه را مخالفت مى‏کنند در صورتى که نمى‏دانند از شؤون فقیه هست. اگرچنانچه یک مردى با زن خودش رفتارش بد باشد او را اولا نصیحت کند و ثانیا تادیب کند و اگردید نمى‏شود اجراء طلاق کند. شما موافقت کنید با این ولایت فقیه. ولایت فقیه براى مسلمین‏یک هدیه‏اى است که خداى تبارک و تعالى داده است. من‏جمله همین معنیى که شما سؤال‏کردید و طرح کردید که زن‏هایى که الان شوهر دارند اگر چنانچه گرفتارى‏هایى داشته باشند چه‏باید بکنند؟ آن‏ها رجوع مى‏کنند به آنجایى که فقیه است، مجلسى که در آن فقیه است‏به‏دادگاهى که در آن فقیه است و فقیه رسیدگى مى‏کند و اگر چنانچه صحیح باشد، شوهر را تادیب‏مى‏کند، شوهر را وادار به اینکه درست عمل کند و اگر چنانچه نکرد طلاق مى‏دهد. ولایت داردبراى این امر که اگر چنانچه به فساد مى‏کشد، یک زندگى به فساد کشیده مى‏شود، طلاق مى‏دهدو طلاق اگر چه در دست مرد است لکن فقیه در جایى که مصلحت اسلام را دید، مصلحت‏مسلمین را دید و در جایى که دید نمى‏شود به غیر این، طلاق بدهد. این ولایت فقیه هست.ولایت فقیه براى شما یک هدیه الهى است. (25) اسلام زن‏ها را در مقابل مردها قرار داده، نسبت‏باآن‏ها تساوى دارند. البته یک احکام خاص به مرد است که مناسب با مرد است، یک احکام‏خاص به زن است، مناسب با زن است، این، نه این است که اسلام نسبت‏به زن و مرد فرقى‏گذاشته است. (26)
در نظام اسلامى، زن همان حقوقى را دارد که مرد دارد، حق تحصیل، حق کار، حق مالکیت،حق راى دادن، حق راى گرفتن، لیکن هم در مرد، مواردى است که چیزهایى‏به دلیل پیدایش‏مفاسد بر او حرام است و هم در زن مواردى هست که به دلیل اینکه مفسده مى‏آفریند، حرام‏است. اسلام خواسته است که زن و مرد حیثیت انسانى‏شان محفوظ باشد. اسلام خواسته است که‏زن ملعبه دست مرد نباشد. اینکه در خارج منعکس کرده‏اند که در اسلام با زن‏ها با خشونت‏رفتار مى‏شود، امر غیرصحیحى است و تبلیغات باطلى است که از مغرضین حاصل شده والا مردو زن هر دوشان در اسلام اختیارات دارند، اگر اختلافاتى هست، براى هر دو هست و آن مربوطبه طبیعت آنان است. (27)
البته در شرق براى مردها یک محدودیت‏هایى هست که آن محدودیت‏ها به صلاح خودمردها هست و آن محدودیت‏ها، یعنى در آنجاهایى که مفسده هست‏براى مرد، از قماربازى‏جلوگیرى مى‏کند اسلام، از شرابخوارى جلوگیرى مى‏کند اسلام، از هروئین جلوگیرى مى‏کند اسلام،از شرابخوارى جلوگیرى مى‏کند براى اینکه مفسده دارند.
براى همه یک محدودیت‏هایى هست، محدودیت‏هایى شرعى و الهى، محدودیت‏هایى است‏که به صلاح خود جامعه است، نه این است که براى جامعه یک چیزى مثلا نافع بوده است که‏محدودیت‏برایش ایجاد کرده‏اند. (28)
هیچ فرقى ما بین گروه و گروهى در اسلام نیست فقط به تقوا و به اتقاء به على‏الله تعالى فرق‏است. (29)
زن‏هایى که مى‏خواهند ازدواج کنند، از همان اول مى‏توانند اختیاراتى براى خودشان قراربدهند که نه مخالف شرع باشد و نه مخالف حیثیت‏خودشان، مى‏توانند از اول شرط کنند که اگرچنانچه مرد فساد اخلاق داشت، اگر بد زندگى کرد با زن، اگر بد خلقى کرد با زن، وکیل باشند درطلاق. اسلام براى آن‏ها حق قرار داده است، اسلام اگر محدودیتى براى مردان و زنان قایل شده‏است همه به صلاح خودتان بوده است. تمام قوانین اسلام، چه آن‏هایى که توسعه مى‏دهد، چه‏آن‏هایى که تحدید مى‏کند، همه بر صلاح خود شماست، براى خود شماست. همان‏طورى که حق‏طلاق را با مرد قرار داده است‏حق این را قرار داده است که شما در وقت ازدواج شرط کنید با اوکه اگر چه کردى یا چه کردى، من وکیل باشم در طلاق. و اگر این شرط را کرد، دیگر نمى‏تواند اورا معذور کند، اگر این در ضمن شرط یا در ضمن عقد واقع شد نمى‏تواند او را محدود کند،نمى‏تواند اخلاق بد انجام بدهد و اگر مردى با زن خودش بدرفتارى کرد، در حکومت اسلام او رامنع مى‏کنند، اگر قبول کرد تعزیر مى‏کنند، حد مى‏زنند و اگر قبول نکرد مجتهد طلاق مى‏دهد. (30)
خداوند همان‏طورى که قوانینى براى محدودیت مردها در حدود اینکه فساد بر آن‏ها راه نیابددارد، در زن‏ها همه دارد، هم براى صلاح شماست، همه قوانین اسلامى براى صلاح جامعه‏است. (31)
امام‏قدس سره همچنین خاطرنشان مى‏کردند:
... به زن و مرد سفارش مى‏کنم که هر کس به حد قانونى رسیده است، در این مجلس، در این‏انتخاب شرکت کند و افرادى که پیشنهاد مى‏شود و انتخاب شده است‏یعنى پیشنهاد شده است،هر یک را که خواستند، به او راى بدهند. (32)
امام‏قدس سره به زنان فرمودند:
... آنقدرى که اسلام خدمت‏به شما کرد، به مردها آنقدر خدمت نکرد. اسلام، شما را حفظکرد و شما متقابلا اسلام را حفظ بکنید.
همان‏طورى که مردها باید در امر سیاسى دخالت کنند و جامعه خودشان را حفظ کنند، زن‏هاهم باید دخالت کنند و جامعه را حفظ کنند. البته با حفظ آن چیزى که اسلام فرموده است، که‏بحمدالله امروز در ایران جارى است. (33)

حجاب و پوشش بانوان
حجاب از مقوله‏هایى است که با فطرت انسان آشناست و اختصاص به زن ندارد و فقط در باب‏کیفیت آن است که در این باره زن از مرد متمایز مى‏باشد حجاب زن در دیدگاه اسلام پوشش‏معقول است که ممکن است‏با توجه به آداب و رسوم هر ملتى کیفیت و شکل مخصوص به خودرا دارا باشد.
امام در پاسخ سؤالى در این باره مى‏فرمایند:
حجاب به معناى متداول میان ما که اسمش حجاب اسلامى است‏با آزادى مخالفتى ندارد.اسلام با آنچه خلاف عفت است مخالفت دارد و ما آنان را دعوت مى‏کنیم که به حجاب اسلامى‏رو آورند... زنان شجاع ما دیگر از بلاهایى که غرب به عنوان تمدن به سرشان آورده است‏به‏ستوه آمده‏اند و به اسلام پناهنده شده‏اند. (34)
در اسلام زن باید حجاب داشته باشد ولى لازم نیست که چادر باشد بلکه زن مى‏تواند هرلباسى را که حجابش را به وجود آورد اختیار کند. (35)
در وزارتخانه‏هاى اسلامى نباید زن‏هاى لخت‏بیایند، زن‏ها بروند اما با حجاب باشند مانعى‏ندارد بروند اما کار بکنند لکن باحجاب شرعى باشند، با حفظ جهات شرعى باشند. (36)
هوشیارى امام در حفظ منزلت زن در پاسخ به فریب‏کاران
در یکى از سؤالاتى که از امام راحل شده است، سعى شده با فریب‏کارى حجاب را عامل انزوامعرفى کنند، در این سؤال آمده است:
این چادر، آیا صحیح است که این زن‏ها خود را در زیر چادر مخفى کنند؟ این زن‏ها درانقلاب شرکت کردند، کشته دادند، زندان رفتند، مبارزه کردند. این چادر هم یک رسم از قدیم‏است، حالا دیگر دنیا هم عوض شده، حالا این صحیح است که مثلا اینها خودشان را مخفى کنند؟
امام‏قدس سره در پاسخ مى‏فرمایند:
اولا اینکه این یک اختیارى است‏براى آن‏ها، خودشان اختیار کردند. شما چه حقى دارید که‏اختیار را از دستشان بگیرید؟ ما اعلام مى‏کنیم به زن‏ها که هر کس چادر مى‏خواهد هر کس‏پوشش اسلامى مى‏خواهد، بیاید بیرون، از سى و پنج میلیون جمعیت ما، سى و سه میلیونش‏بیرون مى‏آید. شما چه حقى دارید که جلو اینها را بگیرید؟ این چه دیکتاتورى است که شمانسبت‏به زن‏ها دارید؟ و ثانیا اینکه ما یک پوشش خاصى را نمى‏گوییم، براى حدود زن‏هایى که‏به سن و سال شما رسیده‏اند هیچ چیزى نیست، ما زن‏هاى جوانى که وقتى ایشان آرایش مى‏کنندو مى‏آیند یک فوج را دنبال خودشان مى‏کشند، اینها را داریم جلوشان را مى‏گیریم، شما هم دلتان‏نسوزد. (37)
البته باید توجه داشته باشید که حجابى که اسلام قرار داده است، براى حفظ آن ارزش‏هاى‏ماست. هر چه را که دستور فرموده است، چه براى زن و چه براى مرد، براى این است که آن‏ارزش‏هاى واقعى که اینها دارند و ممکن است‏به واسطه وسوسه‏هاى شیطانى یا دست‏هاى فاسداستعمار و عمال استعمار پایمال مى‏شدند اینها، این ارزش‏ها زنده بشود. (38)

آزادى زن در دیدگاه امام‏قدس سره
امام در رهنمودهاى خود به این نکته توجه داشتند که:
ما دو قسم آزادى داریم که یک قسم مفیدش در غیر زمان این دو جنایتکار بود و در زمان‏اینها این قسم از آزادى بکلى ممنوع بود و آن آزادى آن‏ها مى‏خواستند که زن‏ها آزاد باشند که‏هر جورى بزک بکنند و بیایند توى خیابان‏ها و با جوان‏ها خداى ناخواسته چه بکنند. آن را آزادى‏قرار داده بودند. حالا هم الآن آن‏هایى که مى‏خواهند اسلام نباشد دلشان براى این آزادى‏مى‏سوزد. (39)
آن‏ها آزادى را در یک جبهه نگه داشته بودند و فریاد هم مى‏زدند: «آزاد زنان و آزادمردان‏» همین‏ها بودند مقصودشان که اینها آزادند هر کارى که مى‏خواهند بکنند، به هر مرکزفحشایى مى‏خواهند بروند. اختناق در یک جبهه دیگر بود، براى قلم‏هایى که اگر مى‏خواست کسى‏یک کلمه راجع به مصالح مملکت‏بنویسد، راجع به مصالح اسلام بنویسد، اینها آزاد نبود و اختناق‏بود. (40)
اینها آنقدر که به نیروى انسانى این کشور ضرر زدند به آن ذخایر آنها ضرر نزدند. انسان‏هارا فلج کردند، جوان‏هاى ما را از بین بردند، جوان‏هاى ما که باید خدمت‏بکنند به این کشور،کشاندند به یک جاهایى که در آنجاها جز اینکه افکارشان لج‏بشود و نتوانند خدمتى بکنند به این‏مملکت، چیز دیگرى نبود.
تمام مراکز فحشا را اینها درش را باز کردند و با بوق و کرنا، ترویج کردند و کمک کردند که‏این جوان‏هاى ما بروند در این مراکز فحشا و فلج‏بشوند، همانجا باید دفن بشود جوانى‏شان،جوانى این جوان‏هاى ما را، از آن‏ها گرفتند، فلجشان کردند، این خواهرهاى محترمى که در دام‏اینها افتادند و در دام ترویج‏هاى آن‏ها افتادند و در تبلیغات آن‏ها افتادند و از آن وظیفه‏انسانى‏شان سلب شدند، ملعبه دست جنایتکاران شدند، این تاسفى براى اشخاصى که غیرتمندند،اشخاصى که خوى انسانى‏شان را از دست ندادند یک تاسفى همیشگى هست که این محترمات رااینها چه کردند به اسم آزادى. (41)

خاتمه
زن در دیدگاه اسلام با مرد در حقیقت انسانى و سیر تکاملى تفاوتى ندارد، بر این اساس درعرصه‏هاى اساسى هر دو دوش به دوش هم پیش مى‏روند از جمله:
1 - در عرصه کمال و سیر تکاملى علمى;
2 - در عرصه جزا و دست‏یابى به پاداش الهى;
3 - در عرصه جنت و دست‏یابى به مقامات اخروى;
4 - در عرصه تقرب و دست‏یابى به مقامات معنوى.
تردیدى نیست که در عرصه‏هاى مورد اشاره زن و مرد در نگرش اسلامى مساوى‏اند، تنها دربرخى از عرصه‏هاى فرعى زندگى است که هر کدام با توجه به جایگاه ویژه‏اى که در نظام احسن‏دارند از حیث احکام اسلامى تفاوت‏هایى بر اساس عدالت الهى دارند که با فلسفه خلقت آنان‏هماهنگى کامل دارند.

 سید محمد شفیعی مازندرانی


پى‏نوشتها:
1) فخر رازى، تفسیر کبیر.
2) ر.ک: زمخشرى، ربیع الابرار، ج 1، ص 869، چاپ منشورات الشریف الرضى.
3) حاکم، مستدرک، ج 2، ص 327 و 430 و 431، بیروت، دارالکتب العلمیة.
4) حاکم، مستدرک، ج 2، ص 327 و 430 و 431، بیروت، دارالکتب العلمیة.
5) حاکم، مستدرک، ج 2، ص 327 و 430 و 431، بیروت، دارالکتب العلمیة.
6) صدوق، ثواب الاعمال، ص 448، رضى‏الدین طبرسى، مکارم الاخلاق، ص 251.
7) انس مى‏گوید: رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم فرمود:حبب الى‏النساء والطیب و جعلت قرة عینى‏الصلوة، حاکم، مستدرک، ج 2، ص 175.
8) ر.ک: المغازى، ج 1، ص 269، مکتب الاعلام الاسلامى.
9) ر.ک: جان استوارت میل، کنیزک کردن زنان، ترجمه خسرو بیگى، چاپ اول، سال 77.
10) مارتین سگالن، جامعه‏شناسى تاریخى خانواده، ترجمه حمید الیاسى، نشر مرکز، چاپ دوم، 1375، ص 335.
11) فمینیسم، از منشورات نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه.
12) زن در دوره قاجار، ص 111.
13) صحیفه نور، ج 12، ص 148.
14) شرح چهل حدیث، ص 486 و 487.
15) شرح چهل حدیث، ص 126.
16) صحیفه نور، ج 17، ص 143.
17) صحیفه نور، ج 15، ص 199.
18) صحیفه نور، ج 16، ص 246.
19) صحیفه نور، ج 13، ص 219.
20) صحیفه نور، ج 15، ص 257.
21) صحیفه نور، ج 15، ص 237 و 238.
22) صحیفه نور، ج 9، ص 137.
23) صحیفه نور، ج 15، ص 232.
24) صحیفه نور، ج 13، ص 221.
25) صحیفه نور، ج 16، ص 5.
26) صحیفه نور، ج 14، ص 129.
27) صحیفه نور، ج 18، ص 57.
28) صحیفه نور، ج 16، ص 122.
29) صحیفه نور، ج 16، ص 185.
30) صحیفه نور، ج 16، ص 15.
31) صحیفه نور، ج‏14، ص 142.
32) صحیفه نور، ج 8، ص 179.
33) صحیفه نور، ج 7، ص 205.
34) ر.ک، تبیان، دفتر هفتم، ص 95.
35) ر.ک. تبیان، دفتر هفتم، ص 95.
36) ر.ک. تبیان، دفتر هفتم، ص 96.
37) ر.ک. تبیان، دفتر هفتم، ص 96.
38) ر.ک. تبیان، دفتر هفتم، ص 97.
39) ر.ک. تبیان، دفتر هفتم، ص‏263.
40) ر.ک. تبیان، دفتر هفتم، ص 264.
41) ر.ک. تبیان، دفتر هفتم، ص 265.

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ توسط نسترن نظرات () |

روزى على علیه السلام در بصره شنید که یکى از یارانش به نام علاء بن زیاد حارثى در بستر بیمارى افتاده است، امام علیه السلام به قصد عیادت او به خانه او رفت، و آنگاه که خانه بزرگ و وسیع او را مشاهده نمود، چنین گفت:

ما کنت تصنع بسعة هذه الدار فى الدنیا و انت الیها فى الأخرة کنت أحوج؟ و بلى ان شئت بلغت بها الأخرة، تقرى فیها الضیف، و نصل فیها الرحم و تطلع منها الحقوق مطالعها فاذا أنت قد بلغت به الأخرة.

فقال له العلاء: یا امیرالمؤمنین أشکوا الیک أخى عاصم بن زیاد، قال: و ماله؟ قال: لبس العبأ ة و تخلى من الدنیا، قال: على به! فلما جاء، قال: یا عدى نفسه لقد استهام بک الخبیث، أما رحمت أهلک و ولدک؟ أترى الله أحل لک الطیبات و هو یکره أن تأخذها؟ أنت أهون على الله من ذلک! قال یاامیرالمومنین:هذا انت فی خشونة ملبسک وجشوبة ماکلک.قال:ویحک آنی لست کانت .ان الله تعالی فرض علی ائمة العدل ان یقدروا انفسهم بضعفة الناس کیلا یتبیغ بالفقیر فقره.


تو با این خانه بزرگ و وسیع در دنیا چه مى کنى در حالى که تو به آن در سراى دیگر نیازمندى ترى؟! آرى، اگر بخواهى به وسیله آن، از سراى دیگر بهره مند گردى در آن از مهمان پذیرایى و صله رحم نمایى و حقوقى را که دیگران بر تو دارند در جاى خود قرار بدهى در این صورت به وسیله این خانه به سراى آخرت نایل گردیده اى!

علاء به امام علیه السلام گفت: اى امیرمؤمنان! از برادرم عاصم به نزد تو شکایت مى برم! امام علیه السلام پرسید او را چه شده است؟ علاء گفت: عبایى بر روى دوش خود افکنده و از دنیا بریده است، امام علیه السلام فرمود: او را نزد من بیاورید! آنگاه که عاصم نزد امام علیه السلام حاضر گردید، امام علیه السلام به او فرمود:

اى دشمنک جان خود! شیطان پلید خواسته است تو را سرگردان نماید آیا به زن و فرزندت رحم ننمودى؟ آیا اینگونه مى پندارى که خداوندى که نعمت هاى پاک دنیا را حلال گردانیده است ناپسند مى داند از اینکه تو از آنها بهره برگیرى؟! تو کوچک تر از آن هستى که خداوند با تو چنین روا بدارد!

او عرض کرد:ای امیر مومنان تو با این مقامت اینگونه میپوشی و اینگونه میخوری.

فرمود:وای برتو .من مانند تو نیستم.خداوند بر پیشوایان عدل واجب کرده که خود را با مردم ناتوان همسو کنند  تا فقرونداری،تنگدست را به هیجان وطغیان نکشاند.

(نهج البلاغه خطبه 209)

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢۸ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ توسط نسترن نظرات () |

 

حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمودند :


یا اهلَ العِراق نُبِّئتُ انَّ نساءَکم یُدافِعنَ الرّجالَ فی الطّریق ، اَما تَستَحیون؟ و فی حدیثٍ آخرقال: اَما تستحیون و لا تغارون؟ نساءُکم یَخرُجنَ اِلی الاسواق و یُزاحمنَ العُلُوج.


ترجمه: ای اهل عراق با خبر شده ام که زنان شما در راه با مردان برخورد می کنند آیا حیا و شرم نمی کنید ؟ و در حدیث دیگر فرمود : آیا حیا نمی کنید و غیرت نمی ورزید که زنانتان به بازار می روند و با افراد بی ایمان مواجه می شوند؟

 

وسائل الشیعه ج14ص176- مسائل جدیدج1ص94

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢۳ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ توسط نسترن نظرات () |

حجاب و پوشش در قرآن

در حقیقت اباحه در این موارد نیز از این باب است که تکلیف موجب دشواری‏می‏شده است نه از این جهت که تکلیف ملاک ندارد.
ما معتقدیم که سایر استثناهای باب پوشش مثلا استثنای وجه و کفین و همچنین‏استثنای محارم نیز از همین قبیل است.قبلا در این باره بحثی شد.به زودی دوباره مشروحتر حث‏خواهیم کرد.
3.اطفالی که در این آیه مکلف شده‏اند که مانند مردان بزرگ در سه نوبت اجازه‏بگیرند اطفالی هستند که به حد بلوغ نرسیده‏اند.بنابر این اطفال نابالغ و لو ممیز ونزدیک به بلوغ، در غیر سه وقتی که آیه تعیین شده است می‏توانند بدون کسب اجازه‏وارد خلوتگاه شوند.
این آیه علی الظاهر می‏تواند قرینه باشد که مقصود از جمله او الطفل الذین‏لم یظهروا علی عورات النساء که در آیه پوشش آمده است و قبلا دو احتمال در معنی آن‏دادیم اطفال نابالغ است نه اطفال غیر ممیز.
و اما استثنائی که درباره مساله پوشش است: و القواعد من النساء اللاتی لا یرجون‏نکاحا فلیس علیهن جناح...
این سومین استثناست در مساله پوشش.استثنای اول و دوم در آیه 31 همین‏سوره و استثنای سوم در این آیه آمده است.در اینجا می‏فرماید:
«زنان از پا افتاده‏ای که امیدی به ازدواج ندارند می‏توانند لباس روی خود را برزمین نهند مشروط بر اینکه نخواهند خودنمایی و خودآرایی بکنند.در عین حال‏اگر جانب عفاف را رعایت کنند و خود را پوشیده دارند بهتر است و خدا شنوا وداناست.»
مقصود از«قواعد»کیانند؟مقصود زنان سالخورده‏ای هستند که از جنبه زن بودن‏بازنشسته شده‏اند، یعنی دیگر مطلوب مرد-از نظر جنسی-واقع نمی‏شوند و لذا امیدی‏به ازدواج ندارند. ممکن است طمع داشته باشند ولی امید ندارند.جمله ان یضعن‏ثیابهن می‏فهماند که زن دو نوع لباس دارد:یکی لباس بیرون و دیگر لباس داخل‏منزل.آنچه رخصت داده شده است این است که زنان سالخورده می‏توانند لباس رو رادر بیاورند ولی در عین حال به آنها اجازه خودنمایی و خودآرایی داده نشده است.
در روایات اسلامی حدود برداشتن پوشش برای زنان سالخورده تعیین گردیده‏است و ذکر شده که جایز است روسری خود را بردارند:
الحلبی عن ابی عبد الله علیه السلام انه قرا ان یضعن ثیابهن قال:الخمار و الجلباب. قلت:بین یدی من کان؟فقال:بین یدی من کان، غیر متبرجة بزینة.فان لم تفعل‏فهو خیر لها.[1]

عبید الله حلبی گفت که امام صادق فرمود مقصود از ان یضعن ثیابهن روسری وچهارقد است.
گفتم جلو هر کس که بود؟فرمود جلو هر کس که بود اما به شرط اینکه ساده باشد ونخواهد خودآرایی و خودنمایی کند.
از جمله و ان یستعففن خیر لهن می‏توان یک قانون کلی استنباط کرد و آن این ‏است که از نظر اسلام هر قدر زن جانب عفاف و ستر را بیشتر مراعات کند پسندیده‏تراست و رخصتهای تسهیلی و ارفاقی که به حکم ضرورت درباره وجه و کفین و غیره داده شده است این اصل کلی اخلاقی را نباید از یاد ببرد.

[1]. کافى ج 5/ ص 522، وسائل ج‏3/ ص 25 و26.
شهید مرتضی مطهری- تلخیص از کتاب مجموعه آثار، ج9، ص465-506
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢٠ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ توسط نسترن نظرات () |

در هر آگهی استخدام (معمولا)ودر هر مصاحبه ای جهت بکار گیری افراد ،یا ورود به مراکز علمی ویا...یکی از پرسشها این است.


آیا التزام عملی به ولایت مطلقه فقیه دارید؟

 

                    آیا این سوال اساسا درست است؟


برای پیگیری صحت و سقم این مطلب باز سری به ولایت فقیه حضرت امام (ره)میزنیم.


 

حکومت اسلامی نه استبدادی است ونه مطلقه، بلکه مشروطه است.البته نه مشروطه به معنی متعارف فعلی آن، که تصویب قوانین تابع آراء اشخاص و اکثریت باشد.مشروطه از این جهت که حکومت کنندگان در اجرا واداره مقید به یک مجموعه شرط هستند که در قرآن کریم وسنت رسول اکرم (ص)معین گشته است.مجمو عه شرط همان  احکام وقوانین اسلام است که باید رعایت شود .از اینجهت، حکومت اسلامی حکومت قانون الهی بر مردم است.

 

ولایت فقیه حضرت امام (ره)ص52

 

پس اصل این سوال یا غلط است ویا باید منظور دیگری از این پرسش وجود داشته باشد!!!

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱۸ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ توسط نسترن نظرات () |

Design By : Mihantheme