گل نسترن

وَ قُلْ لِعِبادی یَقُولُوا الَّتی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطانَ یَنْزَغُ بَیْنَهُمْ إِنَّ الشَّیْطانَ کانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبیناً (53 سوره اسراء)

اى رسول ما، به بندگانم بگو: با یکدیگر به بهترین وجه سخن بگوئید چرا که شیطان بوسیله سخنان زشت میان آنها فتنه و فساد میکند، همیشه شیطان دشمن آشکارى براى انسان بوده است‏

( ترجمه المیزان، ج‏13، ص: 162 )گویا قبل از هجرت رسول خدا بعضى از مسلمانها با مشرکین مواجه مى‏شدند و در گفتگوى با آنان سخنان درشت گفته و چه بسا مى‏گفته‏اند شما اهل آتش و ما مؤمنین به برکت رسول خدا (ص) اهل بهشتیم، و همین باعث مى‏شده که مشرکین علیه مسلمانان، تهییج شده عداوتها و فاصله‏ها بیشتر شود، و در روشن کردن آتش فتنه و آزار مؤمنین و رسول خدا (ص) و عناد با حق بهانه‏هاى تازه‏اى به دستشان بیاید.

لذا خداى تعالى به رسول گرامى خود دستور مى‏فرماید که ایشان مردم را امر به خوش زبانى کنند و اتفاقا مقام مناسب چنین سفارشى هم بود، چون در همین آیات قبل بود که دیدیم مشرکین نسبت به آن جناب بى ادبى نموده و او را مردى جادو شده خواندند، و نیز نسبت به قرآن و معارفى که در باره مبدأ و معاد در آن است استهزاء کردند

-(تفسیر نمونه، ج‏12، ص: 159)کلمه" عبادى" اشاره به مؤمنان است، و روش بحث با دشمنان را به آنها مى‏آموزد چرا که گاهى مؤمنان تازه کار طبق روشى که از پیش داشتند با هر کس که در عقیده با آنها مخالف بود به خشونت مى‏پرداختند، و آنها را صریحا اهل جهنم و عذاب و شقى و گمراه مى‏خواندند، و خود را اهل نجات، و این سبب مى‏شد که مخالفان یک حالت منفى در برابر دعوت پیامبر ص به خود بگیرند.

از این گذشته تعبیرات توهین آمیز مخالفان نسبت به پیامبر ص که بعضى از آنها در آیات پیشین گذشت مانند مسحور، مجنون، کاهن، شاعر، گاهى سبب مى‏شد که مؤمنان عنان اختیار را از دست بدهند و به مقابله با آنها در یک مشاجره لفظى خشن برخیزند و هر چه مى‏خواهند بگویند.

" قرآن" مؤمنان را از این کار باز مى‏دارد و دعوت به نرمش و لطافت در بیان و انتخاب بهترین کلمات را مى‏کند تا از فساد شیطان بپرهیزند.

 

-(الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج‏2، ص: 67)خداوند «التی هی أحسن » را با این آیه شریفه تفسبر می کند« رَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِکُمْ إِنْ یَشَأْ یَرْحَمْکُمْ أَوْ إِنْ یَشَأْ یُعَذِّبْکُمْ» یعنى به مخالفین بگویید خدا اگر بخواهد  به شما رحمت خواهد نمود و اگر بخواهد عذاب . و اینگونه نگویید :«إنکم من أهل النار و إنکم معذبون » شما اهل آتشید وحتما اهل عذاب خواهید بود و مانند آن از کلماتی که خشم و نفرت آنان را در پی داشنه و آنان را بر شر تهییج کند.

-(تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج‏7، ص: 428)«مع أنّ ختام أمرهم غیب لا یعلمه إلّا اللّه» مضافا اینکه عاقبت امر آنها از امور غیبی است که کسی از آن مطلع نیست مگر خدا.

-(تفسیر شریف لاهیجی، ج‏2، ص: 811)وَ قُلْ لِعِبادِی و بگو بندگان را...یَقُولُوا الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ بگویند مر مشرکین را کلمه‏اى که آن کلمه بهتر باشد إِنَّ الشَّیْطانَ یَنْزَغُ بَیْنَهُمْ بدرستى که شیطان دشمنى مى‏افکند میان مردمان إِنَّ الشَّیْطانَ کانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبِیناً بدرستى که شیطان هست مر آدمى را دشمن آشکار وپس باید که در میان یکدیگر دشمنى نیندازید بسخنان درشت گفتن، بلکه بسخنان نیکو جلب قلوب بنى نوع خود کنیدو پس بیان کلمه احسن میکند و میفرماید که آن کلمه احسن اینست که بگوئید بمشرکین که رَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِکُمْ پروردگار شما داناتر است بحال شما إِنْ یَشَأْ یَرْحَمْکُمْ اگر خواهد شما را ببخشد و توفیق توبه و انابت دهد أَوْ إِنْ یَشَأْ یُعَذِّبْکُمْ و اگر خواهد عذاب کند شما را و تصریح مکنید به اینکه شما از اهل دوزخید زیرا که این سخن ایشان را وامیدارد که اصرار در کفر کنند و با مؤمنین همیشه در مقام خشونت باشند، و بسا باشد که خاتمه کار ایشان خوب باشد و بجهت ایمان درست به بهشت روند.

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٠/۳ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ توسط گل یاس نظرات () |

خدا مشکلو حل نکنه ،بندش حل میکنه

ببینید:

فتوای جدید یک ... اسلامی به نام "جمال البنا” از کشور مصر در خصوص حلال بودن بوسه بین دختران و پسران جوان” در اماکن عمومی بحث و جدال گسترده‌ای را در بین مجامع علمی ودینی مصرایجادکردهاست.
به گزارش پارسینه به نقل از العربیه؛ "البنا” درباره جواز حلیت بوسه بین دختران و پسران جوان در شبکه ماهواره ای الساعه با بیان این دلیل فتوا داد که، (بوسه بین دختران و پسرانی که با یکدیگر ازدواج نکرده اند) از سستی بشر است. در اسلام این مسئله ضمن "اشتباهات” وارد شده است. این اشتباهات، گناهان کوچکی هستند که با کارهای نیک از بین می روند.
وی همچنین به با اشاره به فتوای خود به العربیه گفت: به ما واجب است که نسبت به واقعیتی امکان تجاهل به ان در این عصر فعلی نیست شناخت پیدا کنیم. در واقعیت این عصر کنونی، بسیاری از دختران پسران جوان توانایی ازدواج را ندارند. این درحالی است که آنان در شرایطی هستند که بسیاری از عوامل خارجی که باعث تحریک غریزه جنسی می شود بر ایشان سایه گسترانده است. غریزه جنسی ای که خداوند در انسان بنا نهاده است.

وی مدعی شد: ما نباید این مشکل را دست کم بگیریم و کوچک بدانیم. فلا یکلف الله نفسا إلا وسعها، و این فتوا به معنای دعوت به فساد نیست. البنا همچنین بالا رفتن سن ازدواج، زیاد شدن مشکلات آن و بیکاری را از مسائلی عنوان کرد که باعث این گناهان کوچک مثل بوسه زدن است،میشود.
گفتنی است صدور فتاوی جنجال برانگیز از سوی مرکز الازهر که عمدتا با قصد سازگاری بین دین و دنیای جدید صورت می گیرد، اخیرا افزایش خاصی پیدا کرده است، بطور مثال اخیرا دکتر عزت عطیه استاد و رئیس بخش حدیث در دانشگاه الازهر گفته بود که برای جلوگیری از خلوت یک زن و یک مرد نامحرم در محل کار، "زن می تواند به همکار مرد خود شیر بدهد تا آنها باهم محرم شوند.

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ توسط گل یاس نظرات () |

 

                    چرادیه زن نصف دیه مرد است؟                 
برای روشن شدن برخی از ابعاد مساله توجه به نکات زیر سودمند می نماید:

1- اسلام نظامى جامع و به همپیوسته دارد که نظام حقوقى بخشى از آن است. فقه اسلامى زوایاى گوناگون زندگى انسانرا از پیش از ولادت تا پس از مرگ مورد توجّه قرار داده است. بنابراین، باید تمامزوایا و مسائل ریز را در نگاه کلان و در راستاى آن برنامه کلى لحاظ کرد. پس تکیه بهبرخى نکات ریز و نگاه استقلالى به آن، بدون توجّه به پیکره کلى و برنامه کلان،نتیجه مطلوب نمى‏دهد؛ براى مثال، امروزه کشورهاى پیشرفته بر اساس نظام مالیاتى خاصاداره مى‏شوند. کشور آلمان نظام اقتصادى خود را بر 16درصد مالیات در تمام معاملاتاستوار ساخته است. اگر کسى به پرداخت مالیات 16درصدى در مقابل خرید یک کبریت اعتراضداشته باشد، این اعتراض بدون در نظر گرفتن برنامه کلان آن کشور که نظام اقتصادى خود را بر اساس آن استوار داشته، صورت گرفته است.

پس از آن‏ جا که قانون به طور کلىوضع مى‏شود ، قانون گذار مصلحت عمومى را رعایت مى‏کند و موارد استثنایى و تبصره‏اى سبب نقض حکم کلى نمى‏شود .

 

 

ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٧ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ توسط گل یاس نظرات () |

پیش از فتح مکه، ابوسفیان که پیمان نامه حدیبیه را نقض کرده بود به مدینه آمد تا مساله را به نفع خود حل وفصل کند. از این رو به دیدار بزرگان مدینه رفت تا امان‏نامه دریافت کند و از رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم وعده دیدار گیرد،این کار عملى نشد. راوى مى‏گوید:
«فالتجا الى فاطمه‏علیها السلام فلم ینفعه‏»
به دیدار فاطمه‏علیها السلام شتافت ولى مقصود وى حاصل نگشت. (1)
از این فراز از تاریخ به دست مى‏آید که فاطمه‏علیها السلام در امور اجتماعى و سیاسى، دخالت داشت، از این روابوسفیان به او مراجعه کرد ولى آن حضرت وساطت او را قبول نکرد.
در سال فتح مکه، حارث بن هشام به ام هانى دختر ابوطالب پناهنده شد و او، وى را امان داد. امیرالمؤمنین‏علیه السلام‏به خانه وى داخل شده خواست او را مجازات کند. ام هانى شمشیر او را گرفت و رها نمى‏کرد پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم واردشد و چون ام هانى را غضبناک دید فرمود:
لا تغضبى علیا فان الله یغضب لغضبه


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ توسط گل یاس نظرات () |


فمینیسم در ایران
با تهاجم جدید فرهنگ غرب در ایران، در آستانه انقلاب مشروطه، وضعیت زنان نیز همپاى‏سایر اقشار اجتماعى تغییر کرد. از این رو، مشروطیت را باید نقطه عطفى در تاریخ فرهنگى ایران‏دانست; زیرا آثار شگرفى در تغییر نگرش‏ها در میان زنان برجاى گذاشت و جامعه ایرانى رانادانسته و ناخواسته بر مدار فرهنگ غرب کشاند. گروهى از غرب گرایان داخلى که تحولات‏فرهنگى مغرب زمین را با خوش‏بینى تحلیل مى‏کردند، تنها راه سعادت را الگو بردارى از جهان به‏اصطلاح متجدد و رهایى از مظاهر سنتى مى‏دانستند.
از این رو در اواخر سلطنت قاجار، جنبش‏هایى پدید آمد که توسط زنان ایرانى هدایت مى‏شدکه از فرزندان و یا همسران تحصیل کرده‏هاى دنیاى غرب بودند. حتى برخى از زنان روشنفکر درروزنامه‏هاى ایرانى که پیش از مشروطه در خارج از کشور به چاپ مى‏رسید، مقالاتى در ترویج‏دیدگاه‏هاى غرب مى‏نوشتند. (12) نوشته‏هاى این گروه، خود شاهدى بر تاثیرپذیرى آنان از تحولات‏غرب است.
در دوران سلسله پهلوى فصل جدیدى در تاریخ زنان ایران گشوده شد و غرب زدگى و بى‏هویتى نیمه پنهان چهره خود را آشکار ساخت. کشف حجاب در سال 1317 که به بهانه آزاد کردن‏نیمى از نیروهاى انسانى جامعه انجام شد، نقطه عطفى است که تاثیر به سزایى در شکل‏گیرى‏برداشت‏هاى منفى در ذهنیت جامعه مسلمان ایرانى داشت.


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ توسط گل یاس نظرات () |

روزى على علیه السلام در بصره شنید که یکى از یارانش به نام علاء بن زیاد حارثى در بستر بیمارى افتاده است، امام علیه السلام به قصد عیادت او به خانه او رفت، و آنگاه که خانه بزرگ و وسیع او را مشاهده نمود، چنین گفت:

ما کنت تصنع بسعة هذه الدار فى الدنیا و انت الیها فى الأخرة کنت أحوج؟ و بلى ان شئت بلغت بها الأخرة، تقرى فیها الضیف، و نصل فیها الرحم و تطلع منها الحقوق مطالعها فاذا أنت قد بلغت به الأخرة.

فقال له العلاء: یا امیرالمؤمنین أشکوا الیک أخى عاصم بن زیاد، قال: و ماله؟ قال: لبس العبأ ة و تخلى من الدنیا، قال: على به! فلما جاء، قال: یا عدى نفسه لقد استهام بک الخبیث، أما رحمت أهلک و ولدک؟ أترى الله أحل لک الطیبات و هو یکره أن تأخذها؟ أنت أهون على الله من ذلک! قال یاامیرالمومنین:هذا انت فی خشونة ملبسک وجشوبة ماکلک.قال:ویحک آنی لست کانت .ان الله تعالی فرض علی ائمة العدل ان یقدروا انفسهم بضعفة الناس کیلا یتبیغ بالفقیر فقره.


تو با این خانه بزرگ و وسیع در دنیا چه مى کنى در حالى که تو به آن در سراى دیگر نیازمندى ترى؟! آرى، اگر بخواهى به وسیله آن، از سراى دیگر بهره مند گردى در آن از مهمان پذیرایى و صله رحم نمایى و حقوقى را که دیگران بر تو دارند در جاى خود قرار بدهى در این صورت به وسیله این خانه به سراى آخرت نایل گردیده اى!

علاء به امام علیه السلام گفت: اى امیرمؤمنان! از برادرم عاصم به نزد تو شکایت مى برم! امام علیه السلام پرسید او را چه شده است؟ علاء گفت: عبایى بر روى دوش خود افکنده و از دنیا بریده است، امام علیه السلام فرمود: او را نزد من بیاورید! آنگاه که عاصم نزد امام علیه السلام حاضر گردید، امام علیه السلام به او فرمود:

اى دشمنک جان خود! شیطان پلید خواسته است تو را سرگردان نماید آیا به زن و فرزندت رحم ننمودى؟ آیا اینگونه مى پندارى که خداوندى که نعمت هاى پاک دنیا را حلال گردانیده است ناپسند مى داند از اینکه تو از آنها بهره برگیرى؟! تو کوچک تر از آن هستى که خداوند با تو چنین روا بدارد!

او عرض کرد:ای امیر مومنان تو با این مقامت اینگونه میپوشی و اینگونه میخوری.

فرمود:وای برتو .من مانند تو نیستم.خداوند بر پیشوایان عدل واجب کرده که خود را با مردم ناتوان همسو کنند  تا فقرونداری،تنگدست را به هیجان وطغیان نکشاند.

(نهج البلاغه خطبه 209)

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢۸ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ توسط گل یاس نظرات () |

 

حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمودند :


یا اهلَ العِراق نُبِّئتُ انَّ نساءَکم یُدافِعنَ الرّجالَ فی الطّریق ، اَما تَستَحیون؟ و فی حدیثٍ آخرقال: اَما تستحیون و لا تغارون؟ نساءُکم یَخرُجنَ اِلی الاسواق و یُزاحمنَ العُلُوج.


ترجمه: ای اهل عراق با خبر شده ام که زنان شما در راه با مردان برخورد می کنند آیا حیا و شرم نمی کنید ؟ و در حدیث دیگر فرمود : آیا حیا نمی کنید و غیرت نمی ورزید که زنانتان به بازار می روند و با افراد بی ایمان مواجه می شوند؟

 

وسائل الشیعه ج14ص176- مسائل جدیدج1ص94

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢۳ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ توسط گل یاس نظرات () |

حجاب و پوشش در قرآن

در حقیقت اباحه در این موارد نیز از این باب است که تکلیف موجب دشواری‏می‏شده است نه از این جهت که تکلیف ملاک ندارد.
ما معتقدیم که سایر استثناهای باب پوشش مثلا استثنای وجه و کفین و همچنین‏استثنای محارم نیز از همین قبیل است.قبلا در این باره بحثی شد.به زودی دوباره مشروحتر حث‏خواهیم کرد.
3.اطفالی که در این آیه مکلف شده‏اند که مانند مردان بزرگ در سه نوبت اجازه‏بگیرند اطفالی هستند که به حد بلوغ نرسیده‏اند.بنابر این اطفال نابالغ و لو ممیز ونزدیک به بلوغ، در غیر سه وقتی که آیه تعیین شده است می‏توانند بدون کسب اجازه‏وارد خلوتگاه شوند.
این آیه علی الظاهر می‏تواند قرینه باشد که مقصود از جمله او الطفل الذین‏لم یظهروا علی عورات النساء که در آیه پوشش آمده است و قبلا دو احتمال در معنی آن‏دادیم اطفال نابالغ است نه اطفال غیر ممیز.
و اما استثنائی که درباره مساله پوشش است: و القواعد من النساء اللاتی لا یرجون‏نکاحا فلیس علیهن جناح...
این سومین استثناست در مساله پوشش.استثنای اول و دوم در آیه 31 همین‏سوره و استثنای سوم در این آیه آمده است.در اینجا می‏فرماید:
«زنان از پا افتاده‏ای که امیدی به ازدواج ندارند می‏توانند لباس روی خود را برزمین نهند مشروط بر اینکه نخواهند خودنمایی و خودآرایی بکنند.در عین حال‏اگر جانب عفاف را رعایت کنند و خود را پوشیده دارند بهتر است و خدا شنوا وداناست.»
مقصود از«قواعد»کیانند؟مقصود زنان سالخورده‏ای هستند که از جنبه زن بودن‏بازنشسته شده‏اند، یعنی دیگر مطلوب مرد-از نظر جنسی-واقع نمی‏شوند و لذا امیدی‏به ازدواج ندارند. ممکن است طمع داشته باشند ولی امید ندارند.جمله ان یضعن‏ثیابهن می‏فهماند که زن دو نوع لباس دارد:یکی لباس بیرون و دیگر لباس داخل‏منزل.آنچه رخصت داده شده است این است که زنان سالخورده می‏توانند لباس رو رادر بیاورند ولی در عین حال به آنها اجازه خودنمایی و خودآرایی داده نشده است.
در روایات اسلامی حدود برداشتن پوشش برای زنان سالخورده تعیین گردیده‏است و ذکر شده که جایز است روسری خود را بردارند:
الحلبی عن ابی عبد الله علیه السلام انه قرا ان یضعن ثیابهن قال:الخمار و الجلباب. قلت:بین یدی من کان؟فقال:بین یدی من کان، غیر متبرجة بزینة.فان لم تفعل‏فهو خیر لها.[1]

عبید الله حلبی گفت که امام صادق فرمود مقصود از ان یضعن ثیابهن روسری وچهارقد است.
گفتم جلو هر کس که بود؟فرمود جلو هر کس که بود اما به شرط اینکه ساده باشد ونخواهد خودآرایی و خودنمایی کند.
از جمله و ان یستعففن خیر لهن می‏توان یک قانون کلی استنباط کرد و آن این ‏است که از نظر اسلام هر قدر زن جانب عفاف و ستر را بیشتر مراعات کند پسندیده‏تراست و رخصتهای تسهیلی و ارفاقی که به حکم ضرورت درباره وجه و کفین و غیره داده شده است این اصل کلی اخلاقی را نباید از یاد ببرد.

[1]. کافى ج 5/ ص 522، وسائل ج‏3/ ص 25 و26.
شهید مرتضی مطهری- تلخیص از کتاب مجموعه آثار، ج9، ص465-506
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢٠ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ توسط گل یاس نظرات () |

Design By : Mihantheme